تبليغاتX
حسن عابدی
... هميشه ما با چشمهايمان بيشتر ميشنويم تا با گوشهايمان ...
نسخه PDF چاپ
 

 

  

 

موقعیت نمایش را مشخص نمایید - ميدان بازي را به عنوان يك صحنة تئاتر بدون ساختمان در نظر بگیرید. همه چیز باید هدفمند و برنامه ریزی شده باشد. حتی قسمتهاي  ناخواسته  نیز باید جلوه‌اي عمدي پيدا كنند.

 

هر پيچش ناگهاني را بشناسيد و آن را برای مواقع ضروری نگه داريد- تماشاگران را گول نزنید. اگر شما در کار خود به کمی اغراق نياز دارید، شاید اين كمي اغراق خيلي به نمايش قوت نبخشد. برخي پيچشها را براي مواقع ضروري نگه داريد، طوري كه اگر ناگهان  به «بداهه» رو آورديد، اين بخش بهتر از بخشهاي دیگر جلوه كند.

 

محدوده صحنة خود را مشخص نماييد، سپس مرزهای آن را بشکنید- به تماشاگران بگویید که صحنه اجرای نمایش  ازکجا آغاز و به كجا ختم مي شود. در ابتدای نمایش آنها را مجبور کنید که تا نزدیک خط جلوی صحنه پیش بیایند و خط مرزي را مشخص كنند. اینکار اولاً از ورود تماشاگر به حريم اجرايي شما جلوگیری می‌کند. دوم آنکه شما می‌توانید تعداد تماشاگران خود را مشخص نمایید و صحنه خود را محدود یا گسترده سازید. اما مهمترین نکته، دادن حس انسجام و یکپارچگی به تماشاگران است. تماشاگران منسجم عابران را جلب مي‌كنند تا بيايند و ببينند چه اتفاقي در حال روي دادن است. وقتي جايگاه صحنه و تماشاگران كاملاً مشخص شد، صحنه را واگذاريد و كمي هم به ميان تماشاگران برويد. شكستن ديوار چهارم عامل فوق‌العاده قدرتمندي است كه دلهره، هشياري  و اشتياق را در تماشاگران ايجاد كند و شما را نيز تحت نظر نشان مي‌دهد.

 

نقش تماشاگر را به وضوح معلوم کنید، سپس آن را نقض نماييد- به آنها بگویید که چطور عمل کنند، کجا بروند و چه چیز را ببینند. بگذارید بدانند كه این نمایش آنهاست و آنان تحت كنترل هستند. اما به تماشاگر خود اجازه دهید که با این کنترل مقابله کند. به آنها اجازه دهید با طعنه‌زدن يا تكه پراندن شما را محك بزنند. البته قطعاً شما در موضع برتر جاي دارید، اما همیشه به آنها این فرصت را بدهید که در بازی خودتان بتوانند بر شما غالب شوند.

 

اگر مردم صحنه را ترک كردند، فضاهای خالی را پر کنید- وقتی مردم در حال ترک کردن صحنه نمایش شما هستند از آنها تشکر کنید. به آنها بفهمانید که متوجه خروج آنها از صحنه نمایش خود شده‌اید، چرا که هر کس دیگری نیز این کار را انجام خواهد داد. فعالانه تدبيري اتخاذ كنيد که افراد باقي مانده جاهای خالی را پر کنند. این مهم است که جمعیت فشرده باشند و نه دور از هم.

 

تماشاگر را جذب خود كنید- احساسات آنها را برانگیزید. خودتان را در چشم آنها محبوب گردانید تا آنها آرزو داشته باشند با شما دوست شوند. دوستان همواره به شما کمک مالی می‌کنند و زمانی که شما درگير سروكله زدن با مزاحمان باشيد، به کمکتان می‌شتابند.

 

از اخلالگران به نفع خودتان، و نه آنها، استفاده کنید -  هر نمایش خیابانی باید تحت کنترل باشد. اگر شما بتوانید اوضاع را با وجود اخلالگران تحت کنترل خود درآورید، تماشاگران ديگر شما را حمایت خواهند کرد. با جوابهاي تند و تيز،  بذله گويي و یا منحرف كردن بحث می‌توانید اوضاع را سامان بخشید. اما به خاطر داشته باشید شما بدون اغراق کردن در کار هم،  می توانید به موفقیت برسید. لازم نیست همه چیز همواره شادی آور و مفرح باشد، گاهی اوقات با تشکری مؤدبانه از اظهارنظرها همراه جوابی صادقانه موقعیت را در اختیار خواهید گرفت و کنترل شرایط و اوضاع دوباره به شما باز خواهد گشت. از هر شیوه‌ای که استفاده می‌کنید، هدف نهایی حفظ کنترل جمعیت است.

 

وقتی مزاحمتي نيست، با كسي درگير نشويد- حتي زمانی که واكنشهاي اخلالگران معضل اصلي شماست، تا به چالش كشيده نشده‌ايد، پاسخ تند و تيز ندهيد.

 

ابزارهاي خود را روي زمين نگذاريد- ابزارهاي شما وسايل امرار معاش شما هستند و شایسته‌تر از آن چيزي هستند كه روي خاك و خل بيفتند. در ضمن وقتي خم مي‌شويد وسيلة بعدي را برداريد، جالب نيست مردم ناچار باشند ماتحت شما را نگاه كنند.

 

چیزی را نمایش دهید که ارزشمند باشد- گاهی اوقات زیباترین لطیفه‌ها بیش از چند ثانیه به طول نمی‌انجامند. تا وقتی بیان امری ضرورت پیدا نکرده، آن را مطرح نکنید. با ارزشترین چیزها همواره کمیاب‌هستند.

با پيشروي نمايش، مَكان بازي را بالاتر ببريد- به اين ترتيب افراد بيشتري شما را مي بينند و تماشاگران‌تان پرجمعيت‌تر مي شوند. اینگونه كار جمع آوری پول از چند رديف جلويي در پایان نمایش براي شما آسان مي‌شود.

 

قبل از شروع به آنها بگویید پول خواهيد گرفت- در اواخر اجرا، به  ذهن آنان اين تصور را القاء كنيد كه قرار است توده‌اي پول جمع كنند.

 

پولی را که نیاز دارید طلب کنید-  هر چه طلب کنید، همان نصیبتان می‌شود. چه کم، چه زیاد. البته گاهی اوقات نیز پول کمی از سوی تماشاگران خسیس!

 

با افراد به‌طور مستقيم ارتباط برقرار کنید-  به‌طور مشخص، لحظاتی را در نمایش در نظر بگیرید که عملاً با افراد در ارتباط باشید. اجازه دهید تماشاگر احساس کند فقط برای او اجرا می‌کنید.

 

با جمعیت نیز ارتباط مستقیم برقرار کنید- به‌طور مشخص، لحظاتی را بیافرینید که با تمام جمع هم‌چون با يك نفر بازي كنيد. اجازه دهید تجربه‌اي يكپارچه و دسته جمعي صورت گيرد.

 

از تمام فضا استفاده کنید- به کار شما نمایش ميداني می‌گویند، زیرا در فضای 360 درجه اجرا می‌شود. بنابراين از پشت سر خود غافل نمانيد.

 

بگذارید نمایش روند طبیعی خود را طی کند، اما انرژی خود را برای نمایش حفظ کنید- مراقب گذار بين قطعه‌ها باشيد. نگذاريد کسي بدون ديدن ترفندي برجسته، عرصه را ترك كند. گذار بين قطعه‌ها، معمولاً لحظاتي هستند؛ كه بخشهايي از جمعيت را از دست مي دهيد.

 

متواضعانه كلاه‌گرداني كنيد - بگذارید تماشاگران به اجراگر پول دهند، نه به شخصیت نمایشي. اين براي بازيگري يك نقص محسوب مي‌شود. شما می‌توانید بابت اجراي نمايش كلاه‌گرداني كنيد، اما باید تشكرهاي شما صادقانه و باورپذير باشند.

 

مدت زمان مطلوب برای اجرا را در نظر بگیرید - بسته به شرایط، مدت اجرای نمایش را تغییر دهید. اگر تماشاگران شما زياد فرصت توقف ندارند، سعی نکنید نمایشي يك ساعته اجرا كنيد. همچنين اگر تماشاگران براي وقت گذراني جمع شده‌اند، یک كار را دوبار براي آنها اجرا نكنيد.

 

بازي كنيد-  یادتان باشد این یک تئاتر است. همة آنچه بايد انجام دهيد بازي كردن است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 21:22  توسط حسن عابدی | 

چگونه یک نمایشنامه 10 دقیقه‌ای بنویسیم:

12 قاعده برای نمایشنامه‌نویسان علاقه‌مند:

  1. از تفسیر بپرهیزید، به اصل داستان بپردازید. به این‌ ترتیب گره‌ای برای باز کردن به مخاطب ارائه خواهید داد و به آنها اجازه می‌دهید با شما بازی کنند. فراموش نکنید – ما همیشه جذب مجهولات می‌شویم.
  2. جزيیات باید در ارتباط با کنش نمایش باشند. شما فقط 10 دقیقه فرصت دارید- پس زمانی برای عوامل نامربوط ندارید. هیچ چیز تصادفی نیست. (گرچه شاید در ابتدا اینطور به نظر برسد!) بطور مثال: اگر دارید نمایشی راجع به سگها می‌نویسید پرده که بالا می‌رود، یک استخوان در صحنه دیده می‌شود.
  3. بدانید که موضوع نمايشنامه، دربارة چیست و آن را به صورت کنایه بنویسید. کنایه بیش از هر عنصر دیگری به نمایشنامة شما وحدت و یکپارچگی می‌دهد.
  4. یک شخصیت برای رسیدن به آنچه می‌خواهد، حرف می‌زند. همة شخصیتها دارای رویایی هستند. همین رویاهاست؛ که آنها را ویژه می‌کند. حال، این رویاها چگونه برآورده می‌شوند؟ چرا برآورده نمی‌شوند؟ چگونه به خود شخصیتها برگردانده می‌شود؟
  5. یک شخصیت باید به نحوی به دور از تعادل باشد. شخصیتهای واقعی در بعضی شرایط، افراطی عمل می‌کنند. در موارد دیگر تفریط می‌کنند. اگر بین آنچه شخصیتهای شما می‌گویند و عمل می‌کنند، ناهمخوانی وجود دارد، احتمالاً شما تئاتر نمی‌نویسید.
  6. وقت را صرف گفتن از چیزی که قابل نمایش داده شدن است، نکنید. تصاویر بسیار قدرتمندتر از کلمات هستند.
  7. عدم بازگشت، جزئی از هر نمایشنامه بزرگ است. قهرمان، مسیر را طی می‌کند. اکنون دیگر هیچ راهِ بازگشتی نیست!
  8. هیچ‌گاه شخصیتهای‌تان را به راحتی رها نکنید! اگر چنین کنید، هرآنچه به آنها مربوط می‌شود، دیگر بی‌معنی می‌شود. آنها با داستان‌شان فرار می‌کنند- اما به صورت نابجا!
  9. هر قهرمان باید سفری را طی کند. اما نقطة آغاز و پایان آن باید کاملاً متفاوت از هم باشد. اتفاقات بزرگی رخ می‌دهد- نه زندگی روزمره با اعمال تکراری مثل قهوه ریختن و سیگار روشن کردن. رویدادهای دگرگون شده زندگی. اگر نقطة پایان قهرمان شما همان جایی باشد که از آن آغاز کرده بود، باید به جهنم برود و برگردد تا به آن برسد.
  10. ببينيد چه چیز در نمایشنامه شما جهانی است. اینها درواقع پنجره‌هایی هستند، که به ما اجازه می‌دهند به دنیای شما وارد شویم.
  11. به خاطر داشته باشید که نقطة اوج داستان شما جایی است که ماجرا یا می‌برد یا می‌بازد! مخاطبان پاداش توجه خود را می‌گیرند. (تسویه حساب بزرگ!) معیار یک نمایشنامة خوب، قدرت خوداکتشافی آن است.
  12. تمام جزيیات در آخر داستان به هم می‌رسند.  (به قاعده 2 رجوع کنید) به هرحال به هر طریقی ما باید برسیم به همان استخوان. سعی کنید از شر استخوان خلاص شوید
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 21:13  توسط حسن عابدی | 
نسخه PDF چاپ
نسخه PDF چاپ
بونراکو /شیوه ای در نمایش عروسکی

 



بونراکو از آن دست شيوه‌هاي تئاتر عروسکي است که ابعاد گسترده‌ جهاني پيدا کرده‌ و به همين دليل در ايران هم شاهد استفاده فراوان از اين شيوه هستيم. پوشاندن لباس و نقاب سياه بر تن و چهره و گرداندن عروسک‌هاي بزرگ از نشانه‌هاي بارز اين شيوه است که اصالت و ريشه ژاپني دارد. بونراکو که در قرن هفدهم و از سال 1684 ميلادي به عنوان شکلي تئاتري به کار گرفته شده است، در قرن هجدهم به اوج خود مي‌رسد و امروز در سراسر دنيا به عنوان يک شيوه و يا تکنيک‌هايي از اين شيوه مورد استفاده فعالان تئاتر عروسکي قرار مي‌گيرد. اين اوج گرفتن آن قدر دامنه‌دار و تاثيرگذار بود که از بونراکو نمايش کابوکي به وجود آمد، البته اين نوع تازه به دليل گسترده بودن بونراکو همچنان مهجور باقي ماند تا در دوره ميجي و تحولات آن دوره و باز شدن دروازه‌هاي ژاپن به روي دنياي غرب، امکان ديده شدن و تبلور کابوکي هم ايجاد شد.
بونراکو چيست؟
عنوان بونراکو مربوط مي‌شود به نام يمورا بونراکوکن Uemura Bunrakaken که در اوساکا Osaka صاحب يک تئاتر بود و برنامه‌هاي تئاتري او تنها توسط يک نفر انجام مي‌شد. او اندازه‌ عروسک‌هايش را تا دو برابر بزرگتر کرد تا آن‌ها را به شخصيت‌هاي عروسکي کابوکي Kabuki که شبيه شخصيت‌هاي تئاتر زندگي بودند، نزديکتر کند. او اين کار را بدان جهت انجام داد که عروسک‌ها از لحاظ حرکت و بيان کم اهميت جلوه نکنند. سر عروسک‌هاي او داراي چشم‌ها و ابروان متحرک بودند و همان آن‌ها باز و بسته مي‌شد. دست‌هاي اين عروسک‌ها داراي انگشتان مفصل‌دار بودند.
عروسک‌گردان که در معرض ديد تماشاگران است کار حرکت دادن سر و بازوي راست عروسک را به عهده دارد و در همان حال دو دستيار او که دستکش‌هاي سياه به دست دارند، بازوي چپ و پاهاي عروسک‌ را حرکت مي‌دهند. شخص راوي يا خواننده وجود دارد و نوازنده، گفتار او را با نواختن ساز شاميسن Shamisen (سازي که داراي سه سيم است) همراهي مي‌کند. (1)
چرايي گسترش
وقتي در يک شيوه اجرايي تکنيک‌هايي موجود باشد که فارغ از معناي دروني آن بتواند در هر جايي قابليت اجرايي بيابد، ناخواسته چنين بهره‌برداري از آن ممکن خواهد شد. بونراکو ريشه در باورهاي مذهبي ژاپني شينتو دارد و بنابراين رنگ چهره‌هاي عروسک و نحوه لباس پوشيدن و ارائه موسيقي و آواز از اين باورها پيروي مي‌کند. اما در تبديل و استفاده از اين شيوه و تکنيک در جاهاي ديگر دنيا، اين باورها به کنار گذاشته مي‌شود، چون لزومي در باور داشتن آن‌ها احساس نمي‌شود، فقط تکنيک و زيبايي شناسي موجود در آن قابليت انتقال مي‌يابد و حالا هنرمندان دنيا مي‌توانند اين تکنيک‌ها و شيوه را در همجواري باورهاي خود استفاده کنند. البته گاهي اشتراکات فرهنگي مانع از حذف اين باورها مي‌شود. چنان چه استفاده از رنگ سرخ براي بيان هيجان و حسادت، سبز براي بيان نيروهاي فرازميني و ارغواني براي بيان مرتبه اشرافي شخصيت‌ها به کار گرفته مي‌شود. اين موارد به سادگي مي‌تواند در ديگر نقاط نيز قابل پذيرش باشد چنان چه در تعزيه ايراني رنگ سرخ براي اشقياء و رنگ سبز براي اولياء و اهل بيت به کار مي‌رود. اما اين بهره‌مندي گاهي در حد استفاده از تکنيک پوشش سياه، براي حرکت در صحنه و گرداندن عروسک‌ها به کار مي‌رود، گاهي از آن براي ساخت عروسک‌هاي بزرگ استفاده مي‌شود و گاهي تلفيق اين دو را با هم داريم. زماني نيز صحنه‌آرايي، استفاده از موسيقي و آواز زنده در کنار صحنه و حرکت عروسک‌ها در دل صحنه، از بونراکو به امانت گرفته مي‌شود.
بنابراين شيوه بونراکو ظرفيت بالايي دارد که به انواع و اقسام مختلف مي‌توان از آن بهره‌برداري نمايشي کرد، چنانچه در بالا نيز توضيح داديم که چنين امکاني در بونراکو ديده مي‌شود، برخي از تکنيک‌هاي آن به امانت گرفته شود.
در دنياي امروز به دليل ارتباطات ملل با همديگر، همه بر آن هستند از امکانات فرهنگي يکديگر استفاده کنند. اين ايراد نيست که در ايران يا هر جاي دنيا از شيوه بونراکو يا تعزيه يا روحوضي و کمديا دلارته استفاده شود، بلکه ايراد در اين جاست که ما نتوانيم با مقتضيات زماني روزگار خود را همسو کنيم و به لحاظ پيشرفت فرهنگي حرفي براي گفتن نداشته باشيم. ژاپن يکي از آن کشورهاي شرق دور است که خيلي زود در قرن اخير توانمندي‌هاي فرهنگي خود را به مشارکت جهاني گذاشته است چنانچه شعر هايکو و نمايش عروسکي بونراکو ديگر از مرزهاي ژاپن عبور کرده و در سراسر دنيا طالبان و طرفداران زيادي دارد.
پانوشت:
1) تئاتر عروسکي، گونتربيم، ترجمه حسن پارسايي
+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/01ساعت 16:40  توسط حسن عابدی | 
عباس اقسامي/داور بازبین  خراسان شمالی

 

درباره کارگردانی نمایش تابحال مطالب بسیاری گفته شده و در کتابهای مختلف اعم از تالیفی و ترجمه، مقالات و جزوه‌های درسی، بارها و بارها به روند و پروسه کارگردانی نمایش پرداخته شده است. انتخاب نمایشنامه، انتخاب بازیگران و عوامل، تقسیم نقش ها، تحلیل نمایشنامه، تحلیل شخصیت ها، جلسات دورخوانی، طراحی میزانسن، صحنه، نور، لباس، تمرینات فنی، تمرینات نهایی و در نتیجه اجرای اثر. مکرراً در کتب و مقالات مربوط به کارگردانی، به فاکتورهای مذکور پرداخته شده و به اندازه کافی مورد توضیح و تشریح قرار گرفته‌اندو بی شک همگان نیز از مسائل فوق شناخت کافی را دارا می‌باشند. حتی متاسفانه در بسیاری از موارد، کارگردانی تنها انجام همین پروسه تلقی شده است و این تلقی نادرست، ما و هنر نمایش ما را، به انحراف برده است. تبعات ناشی از این تلقیِ ناقص از کارگردانی، را می‌توان به راحتی در آثار عرضه شده بر روی صحنه مشاهده کرد. امروزه شاهدیم که بسیاری از آثار روی صحنه تنها یک روخوانی صرف و یا یک نمایشنامه‌خوانی است و کوچکترین نشانه‌ای از اجرا در آن یافت نمی‌شود. بحران دیگری که ناشی از همین تلقی نادرست است اینکه در تئاتر کشورمان کمتر نگاه تخصصی، علمی و فنی به کارگردانی وجود دارد، لذا هر کس به خود این حق و جرأت را می‌دهد که دست به کارگردانی نمایش بزند. این‌گونه است که افرادی بدون هیچ‌گونه مطالعه علمی و آکادمیک در زمینه‌ي کارگردانی، به سادگی نمایشی را به روی صحنه می برند. و یا اینکه تمامی اصناف در حوزه تئاتر به خود اجازه کارگردانی را نیز می دهند.

نتیجه‌ي چنین رویکردی، تئاتری غیر علمی، مخاطب گریز، سطحی، نازل و پر از اشتباه است. و این تئاتر با تئاتری که جریان ساز است و وظیفه فرهنگ‌سازی را به عهده دارد فاصله‌ای نجومی دارد.

بازگردیم به مبحث اصلی، سوال اینست که علاوه بر پروسه مذکور، دیگر فاکتورهای اساسی کارگردانی چیست؟

*استراتژی و تاکتیک

اجرای یک نمایشنامه، تبدیل ذهنیت است به عینیت و بسیار شبیه به یک عملیات جنگی برای فتح سرزمینی ناشناخته است. همانطور که هر فرمانده در هر عملیاتی نیاز به تعیین استراتژی و انتخاب و طراحی تاکتیک خاص آن عملیات را دارد، کارگردان نیز برای اجرای هر نمایشنامه به استراتژی مبتنی بر آن متن نیازمند است و به دنبال آن، نیاز به تعیین و طراحی تاکتیک منطبق  با آن اثر را دارد. لازم به ذکر است که با انتخاب و طراحی و تعیین همین استراتژی و تاکتیک است که کارگردان می‌تواند در تبدیل ذهنیت( متن) به عینیت( اجرا) موفق عمل نماید و کار او از کار نمایشنامه نویس جدا گردد.

« کارگردان نمایشنامه را در مسیری خلاق قرار می‌دهد به طوری که ابعاد این خلاقیت از محدوده متن نمایش بسیار فراتر می‌رود. او، روی صحنه به نمایشنامه جان می بخشد، در حالیکه متن از این ویژگی برخوردار نیست. عظمت بخشیدن به جهات مثبت و از بین بردن عیوب و محدودیتهای موجود در متن نمایش به کمک بازیگران، جامه‌ای از معنا و احساس را به آن می‌پوشاند.» 1

البته لازم است اشاره شود که خلاقیت کارگردان تنها شامل دوره تمرینات نمی‌شود، بلکه به نظر من دوره مهمتر و اساسی‌تر برای کارگردان دوره قبل از تمرینات است. در این دوره است که نطفه نمایش شکل می‌گیرد و در این مرحله است که کارگردان به واسطه قوه‌ي خلاقه و تخیل خود می‌بایست مانند همان فرمانده جنگی، با هوشیاری و زیرکی تمام، بر پایه‌ي اصول علمی، استراتژی و تاکتیک منطبق با اثر را بیابد.

استراتژی( Strategie) در فرهنگ لغات، لشکرکشی، تعبیه سپاه، علم اداره کردن عملیات و حرکات ارتش در جنگ رزم آرایی، فن تدابیر جنگی، فن لشکرکشی، حیله معنا شده و تاکتیک (Tactique) رزم آرایی، رزم آزمایی، صف آرایی، تعبیه سپاه، تدبیر جنگ، فن حرکت دادن سربازان و به کار انداختن نیروهای نظامی در جنگ فن بکار انداختن لشکر در حضور دشمن ، این لفظ از زبان فرانسه است و در فارسی مستعمل ، لیکن هنوز جزو زبان فارسی نشده است . (فرهنگ نظام ). تعبیةالجیش . صف آرائی . سپه آرایی . || روش حصول کامیابی و موفقیت تعریف شده است. 2 و 3

همانطور که در تعاریف بالا آمده استراتژی بیانگر هدف، موضوع و اندیشه فرمانده عملیات است و تاکتیک شامل شیوه های رزمی و حمله، برای رسیدن به استراتژی مورد نظر است.

در کارگردانی نیز به گونه‌ای دیگر با این دو واژه سر و کار داریم. کارگردان نیز در شروع کار و برای به روی صحنه بردن نمایشنامه‌ای، هدف، موضوع و اندیشه‌ای را در فرم و محتوی دنبال می‌کند و برای رسیدن به این اهداف و مواضع از سبک ها و شیوه های اجرایی همخوان با آن اهداف استفاده می‌نماید و این مرحله را شاید بتوان مهم‌ترین، اساسی‌ترین و بنیادی ترین مرحله کارگردانی دانست.

همان‌طور که پیروزی و شکست یک فرمانده در جنگ شدیداً به استراتژی و تاکتیک انتخابی او بستگی دارد؛ پیروزی و شکست یک کارگردان نیز به این اساسی‌ترین انتخاب، وابسته است. کارگردانان مؤلف و صاحب سبک و جریان‌ساز در عرصه جهانی، برای اجرای هر نمایشنامه‌ای استراتژی و تاکتیک همخوان با آن اثر را از دل خود اثر کشف کرده و به کار برده‌اند. از اینروست که هر نمایش آنها، جریانی جدید را در حوزه‌ي اندیشه و اجرا ایجاد نموده است.

*تعیین استراتژی و تاکتیک

حال مسئله اینست که یافتن، کشف و تعیین استراتژی و تاکتیک چگونه صورت می‌گیرد؟

« کارگردان ابتدا از نمایشنامه‌ای که برای اجرا انتخاب کرده است، تحلیل و تعبیری کلی و عمومی به عمل می‌آورد. سپس کل نمایشنامه را به لحظه‌ها و برهه‌های نمایشی تقطیع کرده و آنها را یکایک به طرف آن تحلیل و تعبیر کلی و عمومی، تنظیم و تنسیق می نماید. کارگردان به تحلیل های«کلی» و «مقطعی» خود واقعیتی بیرونی و عینی اعطا می کند، یعنی آنرا جلوه می دهد: به نمایش می گذارد.»4

همان‌طور که در بالا آمده؛ کارگردان در ابتدا نیاز به یک تحلیل و تعبیر کلی و عمومی دارد. این تحلیل و تعبیر عمومی و کلی همان استراتژی است، این تحلیل و تعبیر کلی است که کارگردان را به یک تصویر و نمای کلی از اثر رهنمون می‌سازد، تصویری که کلیت متن و قصه را می‌توان در آن مشاهده نمود، البته این تصویر می‌تواند کاملاً واقعگراو یا کاملاً غیر واقعگرا باشد. اما نکته حائز اهمیت این است که ترسیم و وضوح این تصویر و چگونگی آن به شدت به قوه خلاقه و تخیل و سلیقه و نگرش کارگردان بستگی دارد.

این تصویر و نمای کلی تعیین کننده چند فاکتور مهم و اساسی است:

1.       اندیشه و موضع و زاویه دید و نگرش کارگردان نسبت به اثر

2.       هدف نهایی کارگردان از اجرای آن اثر در فرم و محتوی

3.       نحوه اجرای نمایشنامه، بدین معنا که کارگردان از کدام « قراردادهای تئاتری» تعریف شده برای روایت اثر استفاده می نماید.

البته مسائل و موارد مذکور همگی کلی هستند اما بسیار مهم و حیاتی می‌باشند چرا که پیروزی و شکست یک کارگردان در گذراندن کامل و یا ناقص این مرحله است.

ترسیم این تصویر کلی و به دنبال آن تعیین استراتژی و تاکتیک می‌بایست قبل از تمرینات انجام شود و کارگردان می‌بایست به همراه این تصویر بر سر تمرینات حاضر گردد، چرا که این استراتژی و تاکتیک بیانگر نوع برخورد او با متن است و این استراتژی‌های متفاوت است که اجراهایی متفاوت از یک اثر را پدید آورده است.

منابع:

1.       وظایف کارگردان در تئاتر، پارسایی حسن، موریسون هیو، چاپ دوم، 1382، انتشارات سروش، ص 2

2.       فرهنگ فارسی عمید

3.       فرهنگ فارسی دهخدا

سبک‌های اجرایی در تئاتر معاصر جهان، ناظرزاده کرمانی فرهاد ، چاپ اول، 1367، دفتر نشر آثار هنری، ص 24

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/01ساعت 16:23  توسط حسن عابدی | 

                       

 

 

استاندار خراسان شمالی

 

  در جمع هنرمندان و پیشکشوتان عرصه تئاتر استان:


تعالی هنر نمایش


در گرو تبیین ارزش ها و مبانی تاثیرگذار اسلامی  است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/19ساعت 18:20  توسط حسن عابدی | 
در رشته‌هاي موسيقي،تئاتر و تجسمي؛
سومين جشنواره آموزشگاه‌هاي آزاد هنري برگزار مي‌شود

خبرگزاري فارس: سومين جشنواره آموزشگاه‌هاي آزاد هنري كشوردر رشته‌هاي موسيقي، تئاتر و هنرهاي تجسمي 23 تا 25 آذر ماه امسال برگزار مي‌شود.


 اين جشنواره از سوي دفتر آموزش و توسعه فعاليت‌هاي هنري معاونت امور هنري برگزار خواهد شد و هنرجويان و هنرمندان آموزشگاه‌هاي آزاد هنري توليدات و آثار خود را در رشته‌هاي موسيقي، تئاتر و هنرهاي تجسمي ارائه مي‌كنند.
اين جشنواره به منظور ايجاد رقابت سازنده بين هنرمندان جوان آموزشگاه‌ها و شناسايي استعدادهاي جوان و شناسايي ظرفيت‌ها و توانايي آموزشگاه‌هاي هنري برگزار مي‌شود.
سومين جشنواره آموزشگاههاي آزاد هنري 23 تا 25 آذر ماه سال جاري در فرهنگسراي نياوران برگزار خواهد شد.
بيش از 2700 آموزشگاه آزاد هنري در رشته هاي موسيقي، تئاتر و هنرهاي تجسمي در سراسر كشور فعاليت دارند.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/18ساعت 17:15  توسط حسن عابدی | 
تئاتر خیابانی یک ژانر تئاتری نیست ولی در عین حال یکی از ریشه‌های اصلی و بنیادین تئاتر در جهان و به ویژه در غرب است.
"میرهولد" وقتی برای رها ساختن تئاتر از تنگناهای تئاتر قرن نوزدهم اقدام می‌کند تنها راه را رجعت به سرچشمه‌های ناب نمایشی می‌داند و یکی از این سرچشمه‌ها تئاتر‌‌های بازار مکاره و کمدیا دلارته است.
جدای از دورانی که به دلایل فرهنگی و سیاسی تئاتر در آمفی تئاترهای یونان محصور بود تا آغاز قرن هفدهم، تئاتر بیشتر به کوچه و خیابان تعلق دارد و از آن میان مهمترین مقاطع قرون وسطی و تئاترهای بازار مکاره و پس از آن کمدیا دلارته جانشین فقر متون می‌شود و برای جبران این فقر آن‌ها بهترین علاج را در بداهه‌سازی می‌دانند.
با تولد اولین نمایشنامه‌نویس آن شیوه یعنی"کارلو گولدونی" کمدیا دلارته و تئاتر کوچه و بازار به طور کلی می‌میرد و تنها مقاطع نادری مابین قرن 17 و‌ 20 نشانه‌هایی کمرنگ از تئاتر خیابانی دیده می‌شود.
این در حالی است که در شرق تئاتر خیابانی تئاتر قهوه‌خانه است.
در قرن بیستم تئاتر خیابانی بار دیگر متولد می‌شود؛ اما این بار تئاتر یک ابراز تبلیغاتی است. در اتحاد جماهیر شوروی و در دوره لنین صدها گروه تئاتری به اقصی نقاط شوروی فرستاده می‌شوند تا ارزش‌های انقلاب اکتبر را در میان مردم مناطق مختلف منتشر کنند، اما نکته قابل توجه این است که برخلاف گذشته که تئاتر خیابانی متکی به تسلط و مهارت بدنی بالای بازیگر بود به جای تئاتر بدن به تئاتر کلام تبدیل می‌شود.
در بحران اقتصادی 1929 در آمریکا نیز روزولت برای این که مردم آمریکا را از فقر برهاند در دره‌های می‌سی‌سی‌پی گروه‌های تئاتری تشکیل می‌دهد تا دیدگاه کشاورزان را تغییر دهد.
در دوران جنگ‌ جهانی تئاتر خاموش می‌شود؛ اما از دهه 50 شاهد شکل‌گیری تئاتر سیاسی خیابانی هستیم که تئاتر پوستر و بیانیه است و برای ضرورتی خاص در مقطعی خاص خلق می‌شود.
مهمترین دوره تئاتر خیابانی که من خود شاهد شکل‌گیری آن بوده‌ام، دهه 60 و انقلاب 1968 فرانسه بود. در آن دوره خیابان‌ها به صحنه‌های تئاتر بدل شدند و کار گروه‌های آن دوره‌ افشاگری بود. به عنوان مثال کارگران کارخانه رنو اعتصاب کردند و گروه تئاتر آریان منوشکین در آن کارخانه دلیل ادامه اعتصاب را با خلق نمایش به کارگردان ارائه می‌دادند.
البته نباید از یاد برد که تئاتر خیابانی مبتنی بر افشاگری در کشورهایی امکان بروز می‌یابد که از آزادی بیان کافی برخوردار باشند.
در کشور ما اغلب گروه‌های تئاتری به دلیل فقدان محل تئاتری و نبود سالن به تئاتر خیابانی روی می‌آورند. این در حالی است که تئاتر خیابانی بسی مشکل‌تر از تئاتر صحنه‌ای است؛ چرا که بازیگران در این نوع تئاتر باید از مهارت و خلاقیت فراوانی برای جذب یک عابر و رهگذر برخوردار باشند.
تئاتر خیابانی تئاتر کلام نیست و بیشتر برای دیدن است تا شنیدن. آن چه اهمیت دارد در این است که بازیگر با بیان بدنی و ساده‌ترین ابزارها توانایی جذب تماشاگر را داشته باشد. این اتفاقی است که در تئاترهای بازار مکاره قرون وسطا و کمدیا دلارته روی می‌داد.
تئاتر خیابانی در وهله اول باید هدف داشته باشد نه الزاماً هدف سیاسی. مثلاً آریان منوشکین در دهکده‌هایی که گروه سیارش را به آن جا می‌فرستاد توجه مردم را به مطالعه و خواندن کتاب جلب می‌کرد و یا گروه T.P.L به بهداشت کارگران در معادن زغال سنگ توجه می‌کردند. اما در شرق چنین اتفاقی رخ نداده است؛ چرا که در شرق هنر و فراگیری هنر براساس تقلید از استاد پایه‌گذاری شده است. در هنر شرق خلاقیت جایگاه کمتری دارد و مهارت جایگاه بزرگتری دارد؛ اما در جهان غرب کپی و تقلید وجود ندارد و باید خلق کرد. در آن جا سنت برای شکستن است و نه برای تبدیل کردن به یک شیئی موزه‌ای، آن‌ها سنت‌ را تبدیل به خلاقیت‌های تازه‌ای می‌کنند.
اما نزد ما و برای شکل‌گیری تئاتر خیابانی، مهمترین عامل به وجود آوردن یک گروه منسجم است. مهمترین دلیل عقب ماندگی تئاتر ما فقدان گروه‌های تئاتری و عدم استقرارشان در یک مکان ثابت است.
و نکته دوم تمرین و یافتن تسلط زیر نظر اساتیدی از رشته‌های مختلف است. رشته‌هایی که الزاماً به تئاتر هم مربوط نمی‌شود.
در کنار تمام این عناصر باید در نظر داشت که صدا، بدن و بیان بدنی مهمترین ابزارهای یک بازیگر هستند، همچنان که استانیسلاوسکی می‌گوید هر بازیگر در مقابل یک نقش جدید خود را به شیوه‌ای کوک کند که یک نوازنده سازش را برای نواختن یک آهنگ جدید کوک می‌کند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/17ساعت 8:57  توسط حسن عابدی | 

  نقش بازی‌کردن به شکل تیاتر، از زمان‌های قدیم پدید آمده است. استفاده از تیاتر برای انجام مراسم و آداب و سنن خاص بخصوص در میان مصریان و یونانیان رواج داشته است. رقص، آواز، موسیقی، پانتومیم و شکل‌های دیگر نمایش چه از نظر بازیگر و چه از دید تماشاگر نوعی نیاز بشر بوده است. از ابتدای آفرینش انسان، حرکات بدن برای برقراری ارتباط و بیان ـ احساسات به کار می‌رفته است و بعدها کلمات بودند که سمبل حرکات شدند.
از آن زمان که آدمی با ترس و اضطراب‌هایش وجود داشته است، تیاتر راهی برای برون‌ریزی هیجانی بوده است. به رفتار در آوردن یک احساس، تفکر یا نگرش ویژه با استفاده از حرکات و حالات بدنی درک شناخت کامل‌تری از دنیای درونی به دست می‌دهد. هنگامی که تفکری تجسم می‌یابد تا دیگران نظاره‌گر باشند واقعی‌تر به نظر می‌رسد. این مفهوم عملی مخصوص در درمان و تعلیم و تربیت کاربرد دارد و در این میان روانشناسی بالینی که به تشخیص و درمان اختلالات روانی مشغول است، از تیاتر و نمایش برای این منظور استفاده نموده، نام این روش را تیاتر درمانی می‌گذارند.
● تیاتر درمانی چیست ؟
تیاتر درمانی، یکی از روش‌های روان درمانی گروهی است که از امکانات مشترک تیاتر و روانشناسی در درمان اختلالات روانی و تعلیم و تربیت استفاده می‌کند. در تیاتر درمانی به فرد کمک می‌شود تا با تجسم و بازی کردن یک مسیله به جای فقط صحبت کردن درباره آن، مسیله را بازیگری کرده و برای آن راه حل مناسب پیدا کند. تیاتر درمانی روشی است که به شخص کمک می‌کند تا ابعاد روانشناختی مسیله‌اش را کشف کند. تیاتر درمانی به فرد کمک می‌کند که به بازسازی موقعیتی آسیب‌زا در زندگی‌اش بپردازد و تصور کند که همان اتفاق در زمان حال و در مکان حاضر در جریان است. تیاتر درمانی با به کارگیری روش‌های درمانی خود به فرد کمک می‌کند که خود را در صحنه تیاتر و در نقش‌های مختلف و ارتباطات گوناگون تجربه کند، در صحنه تیاتر که چون آزمایشگاه آزادی است، جایی که هیچ کس به خاطر رفتارهایش مجازات نمی‌شود. در این هنگام است که فرد دید وسیع‌تری از رفتارش بدست می‌آورد. درمانگر نیز در این جریان به اطلاعات تشخیصی وسیعی دست می‌یابد.
● ارکان تیاتر درمانی:
پروتاگونیست
۱) کارگردانی که در زمینه علوم رفتاری و درمان‌های روانی تخصص دارد.
۲) یاور
۳) تماشاگران که خود عضو گروه درمانی هستند.
۴) صحنه تیاتر درمانی که معمولاً ۴ تا ۵ متر عمق دارد.
۵) ابزار صحنه (میز، معمولاً یک صندلی خالی و بالش و. ..).
۶) نور (نورهای مختلف برای ایجاد حالات مختلف در گروه. مثلاً: نور قرمز برای ایجاد صحنه‌هایی مثل جهنم، نور کم برای ایجاد صحنه‌های مرگ و رمانتیک، تاریکی برای کسانی که هنوز نمی‌خواهند وارد نمایش شوند و در حاشیه هستند ).
۷) لباس
۸) گریم
جلسات تیاتر درمانی با تعداد ۸ تا ۱۵ نفر، دو روز در هفته در حدود ۴۵ تا ۹۰ دقیقه به مدت ۱۰ـ۲۰ جلسه تشکیل می‌شود.
● مراحل تیاتر درمانی:
تیاتر درمانی به طور کلی از سه مرحله اساسی تشکیل شده است:
۱) شروع و آماده سازی: در این مرحله از روش‌هایی مانند: آزمون‌های موقعیتی، فروشگاه جادو، تخیلات هدایت شده، جعبه راز، عروسک‌های خیمه شب بازی، تاریکی، پشت به حضار، توصیف رؤیا و هیپنو درام استفاده می‌شود. هدف اصلی از این مرحله ایجاد خودجوشی است. با استفاده از روش‌های این مرحله امنیت و اعتماد و صمیمت در فضای گروه ایجاد شده، کارگردان آماده می‌شود و گروه انسجام می‌یابد. در اواخر این مرحله پروتاگونیست انتخاب و به سمت صحنه هدایت می‌شود.
۲) اجرا:
انجام فعالیت‌هایی که اجزای پنهان مسیله پروتاگونیست را روشن می‌کند. در این مرحله به پروتاگونیست کمک می‌شود تا به سمت صحنه‌هایی برود که احتمالاً برای او مسیله ساز بوده‌اند. معمولاً شخص اول به هنگام بازسازی تعارض‌های محوری، حالت‌های هیجانی را دوباره تجربه می‌کند و بروز چنین احساساتی به کاتارسیس (پالایش روانی) می‌انجامد و در پی هر پالایش روانی وحدت بخشی صورت می‌گیرد. در این مرحله مسیله طرح، درک، صحنه سازی شده، افراد یاور در جای خود قرار می‌گیرند و نمایش اجرا می‌شود. در این مرحله از روش‌هایی مانند: خودگویی، مضاعف سازی، نقش معکوس و آینه استفاده می‌شود.
۳) اختتام:
هدف از این مرحله تسلط بر مسیله، بازسازی دفاع‌های روانی، دست یافتن به تعادل روانی و ورود مجدد به دنیای خارج است. از ارکان این مرحله، مشارکت است. مرحله‌ای که در آن پروتاگونیست بیشتر به اندیشیدن می‌پردازد و معمولاً به دنبال تمرین رفتاری صورت می‌گیرد.
● موارد کاربردی تیاتر درمانی :
۱) بهداشت روانی
۲) خانواده درمانی
۳) مدارس و بیمارستان‌ها
۴) توانبخشی‌ها
۵) آموزش
۶) صنعت
۷) بیمارستان‌ها و مراکز درمانی

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/11ساعت 1:9  توسط حسن عابدی | 
 
 
 


به گزارش خبرگزاري فارس از بجنورد، حسن عابدي بعدازظهر امروز در نشست خبري با خبرنگاران با اشاره به اينكه جشنواره تئاتر خراسان شمالي از 12 تا 15 آبان ماه امسال برگزار خواهد شد، بخش‌هاي مختلف اين جشنواره را شامل؛ بخش صحنه‌اي، خياباني، كودك و نوجوان و ... عنوان كرد.
وي افزود: تاكنون 52 اثر نمايشي به دبيرخانه جشنواره تئاتر استان ارسال شده است.
اين مسئول شمار نمايشنامه‌هاي بخش خياباني جشنواره تئاتر استان را نيز 8 نمايشنامه عنوان كرد.
به گفته عابدي، 10 نمايش هم در بخش كودك و نوجوان براي حضور در اين جشنواره شركت كرده‌اند.
وي برگزاري همزمان آموزش‌ تئاتر، نشست‌هاي نقد و بررسي و همچنين دعوت از هنرمندان صاحب نام در عرصه هنر نمايش را از جمله بخش‌هاي جنبي جشنواره تئاتر خراسان شمالي برشمرد.
اين مسئول در جشنواره تئاتر خراسان شمالي با بيان اينكه در اين جشنواره مسابقه نمايشنامه نويسي برگزار خواهد شد، كمبود متون نمايشي را از مهمترين مشكلات در عرصه هنر تئاتر استان عنوان كرد.
عابدي افزود: در اين راستا جشنواره تئاتر استان و انجمن هنرهاي نمايشي علاوه بر اختصاص جوايز به نويسندگان برتر، حمايت‌هاي لازم را به منظور اجراي اين آثار نمايشي خواهد داشت.
وي با اشاره به اينكه براي نخستين بار تمام امور برپايي اين جشنواره به فعالان حوزه نمايش سپرده شده است، اين امر را موجب ارتقاي سطح كمي و كيفي برپايي اين جشنواره برشمرد.
دبير چهارمين جشنواره تئاتر خراسان شمالي گفت: اكنون با تلاش دست اندركاران جشنواره و مسئولان اداره كل ارشاد اسلامي خراسان شمالي تمام شرايط براي برگزاري جشنواره تئاتر استاني فراهم شده است.
وي همچنين از برگزاري نخستين همايش گروه‌هاي تئاتري خراسان شمالي خبرداد و يادآور شد: در اين همايش يك روزه مسائل و مشكلات گروه‌هاي تئاتر استان طرح و راهكارهاي ارتقاي تئاتر خراسان شمالي بررسي خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/08ساعت 0:2  توسط حسن عابدی | 
۰   معلم خوب روزهای نوجوانی و جوانیمان "احسان سیدیزاده " پذیرفت تا کتاب تاریخ تئاتر استان خراسان شمالی را پژوهش و تدوین نمایدتا این کتاب در آذرماه رونمائی گردد. برایش آرزوی موفقیت میکنیم .

 

۰  بالاخره " محمد شاکری " تیم بازیگران نمایشش یعنی :گورخرهائی که از باران میترسیدند و شاید هم نمیترسیدند . را شناخت " رضا انصاری . پریا ضیائی . کاظم ریحانی . منوچهر خرمی . این نمایش برای شرکت در جشنواره تئاتر استان آماده میشود.

 

.  " حسن عابدی " مدیر کارگاه تئاتر میم به عنوان دبیر جهارمین جشنواره تئاتر اسنان انتخاب گردید . این جشنواره آبانماه به میزبانی بجنورد برگزار میگردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/22ساعت 21:27  توسط حسن عابدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
حسن عابدی متولد 1351 . کارشناس هنرهای نمایشی . بازیگر . نویسنده و کارگردان تئاتر
این وبلاگ در نظر دارد تا دیدگاه های ادبی و هنری حسن عابدی را در قالب مقالات . دلنوشته ها و نقد ونظر ارائه نماید .

پیوندهای روزانه
خانه فیلم مخملباف
بهمن قبادی
کارگاه
هفت سنگ
ایران تئاتر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل آبان 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
آرشیو موضوعی
مقالات
مونولوگ
کارنامه و آثار
عکس و گرافیک
یادداشت
کارگاه تئاتر میم
دیدگاه
نقد و نظر
شعر و ادب
پیوندها
محمد يعقوبي
مهرداد صدقي
علي عابدي
حسن روشان
عباس ناصري
حامد ظريفيان
احسان سيدي زاده
محسن ظريفيان
مهران رحماني
سايت هاي هنري
تئاتر خياباني
مركز تئاتر عروسكي
مركز عكس تئاتر
دنياي تئاتر
تاريخچه تئاتر
ديپ(اخبار تئاتر)
نمايشنامه .داستان .و ...
كانون ادبيات ايران
داستانهاي كوتاه
خانه هنرمندان
بنياد آفرينشهاي هنري نياوران
هنروموسيقي
ادبستان
عرفان نظر آهاری
گروس عبدالملکیان
تئاتر حوزه هنری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Sariah

[wWw.SARIAH.blogfa.com],Free MUSIC code in Sariah
free code in Sariah